جایگاه و کاربرد کوچینگ در مددکاری اجتماعی نوین

ادغام تکتیک‌های کوچینگ در مددکاری اجتماعی نوین، فرآیند توانمندسازی مراجعان را عمیق‌تر، پایدارتر و مستقل از شخص مددکار می‌سازد

جایگاه و کاربرد کوچینگ در مددکاری اجتماعی نوین: چالش‌ها، فرصت‌ها و چشم‌انداز ایران

در دهه‌های اخیر، حرفه مددکاری اجتماعی با عبور از رویکردهای سنتیِ مبتنی بر “حمایت محض” و “حل بحران”، به سمت پارادایم‌های نوین حرکت کرده است.

پارادایم‌هایی که بر توانمندسازی (Empowerment)، خودکارآمدی (Self-Efficacy) و کشف پتانسیل‌های درونی مراجع تمرکز دارند.

در این مسیر، کوچینگ (Coaching) به عنوان یک ابزار قدرتمند، تحول‌آفرین و هم‌افزا وارد عرصه مددکاری اجتماعی نوین شده است.

در این نوشتار جامع، به بررسی جایگاه کوچینگ در مددکاری اجتماعی، مباحث مشترک این دو حوزه، دلایل عدم توسعه ساختاریافته دوره های تخصصی آن و در نهایت، تمهیدات و وضعیت موجود این رویکرد در میان مددکاران اجتماعی ایران می‌پردازیم.

جایگاه کوچینگ در مددکاری اجتماعی نوین

در مددکاری اجتماعی نوین، مراجع دیگر یک “تکلیف یا کیس منفعل” نیست که مددکار برای او تصمیم‌گیری کند؛ بلکه او عامل اصلی تغییر (Agent of Change) در زندگی خود است. جایگاه کوچینگ در این فضا، نقش یک شتاب‌دهنده و بستر تقاطعی است.

اگر مددکاری سنتی را تمرکز بر “ترمیم آسیب‌های گذشته” و “پاسخ به نیازهای فوری” بدانیم، کوچینگ بر ترسیم آینده”، “مسئولیت‌پذیری” و “حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب تمرکز دارد.

ادغام این دو حوزه، مدلی را تحت عنوان مددکاری اجتماعی مبتنی بر کوچینگ” (Coaching-Based Social Work) پدید آورده است که در آن مددکار علاوه بر حل بحران‌های سیستمی و محیطی، مراجع را برای هدایت مستقل زندگی‌اش پس از اتمام دوره بازتوانی آماده می‌کند.

مباحث کوچینگ در ارتباط مستقیم با مددکاری اجتماعی

برخی از اصولی‌ترین مباحث و تکنیک‌های کوچینگ، مستقیماً در هسته سختِ مهارتی مددکاری اجتماعی قرار می‌گیرند. این مباحث مشترک شامل موارد زیر است:

الف) گوش دادن فعال (Active Listening) و سوالات قدرتمند (Powerful Questioning)

در کوچینگ، سوالات سه‌کلمه‌ای و باز (مانند: “چه می‌خواهی؟”، “قدم بعدی چیست؟”) جایگزین سوالاتِ مسأله یاب یا هدایت‌کننده می‌شوند. مددکار اجتماعی با استفاده از این ابزار، به جای نسخه پیچی، مراجع را به تفکر وا می‌دارد تا خودش راه‌حل مقتضی را پیدا کند.

ب) مدل‌های هدف‌گذاری و اقدام (مانند مدل GROW)

مدل GROW (هدف Goal، واقعیت Reality، گزینه‌ها Options، اراده Will) یک ساختار فوق‌العاده برای برنامه‌های توانمندسازی مددکاری است.

این مدل به مراجعان طبقات آسیب‌پذیر کمک می‌کند تا اهداف بزرگ خود (مانند اشتغال یا ترک اعتیاد) را به گام‌های کوچک، عملیاتی و قابل ارزیابی تقسیم کنند.

ج) رویکرد راه‌حل‌محور و آینده‌نگر (Solution-Focused Approach)

کوچینگ به شدت با “رویکرد راه‌حل‌محور کوتاه مدت” (SFBT) در مددکاری همپوشانی دارد. در این مبحث، تمرکز از “چرا این مشکل پیش آمد؟” (تمرکز بر ضعف) به “چگونه می‌توان از این وضعیت عبور کرد و چه منابعی داریم؟” (تمرکز بر نقاط قوت) تغییر می‌یابد.

د) ایجاد چالش و مسئولیت‌پذیری (Accountability)

یکی از آسیب‌های مددکاری سنتی، ایجاد “وابستگی مراجع به مددکار یا سازمان حمایتی” است. مباحث مسئولیت‌پذیری در کوچینگ به مددکاران یاد می‌دهد چگونه بدون قضاوت و با شفقت، مراجع را در برابر تصمیمات و تعهداتش پاسخگو نگه دارند تا فرآیند استقلال او سرعت گیرد.

چرا دوره‌های تخصصی جانبی و ساختاریافته کوچینگ توسط مددکاران تدوین و عملیاتی نمی‌شود؟

با وجود این همپوشانی عمیق، چرا هنوز شاهد یک نهضت فراگیر برای تدوین و عملیاتی کردن دوره‌های دانشگاهی یا کارگاهی “کوچینگ در مددکاری” (جهت پیشبرد اهداف کلان این حرفه) نیستیم؟ این موضوع ریشه در چند چالش ساختاری دارد:

  • فشار کاری بالا و فرسودگی شغلی (Burnout): مددکاران اجتماعی در خط مقدم مواجهه با شدیدترین بحران‌های انسانی (کودک‌آزاری، کارتن‌خوابی، خشونت خانگی) هستند. در شرایطی که زمان و انرژی مددکار صرف پاسخ به “بحران‌های حاد و فوری” می‌شود، مجالی برای طراحی و گذراندن دوره‌های بلندمدت توسعه فردی و کوچینگ باقی نمی‌ماند.
  • ساختار بروکراتیک و سنتی سازمان‌های حمایتی: بخش عمده‌ای از خدمات مددکاری در بدنه نهادهای دولتی و شبه‌دولتی تعریف شده است. این سازمان‌ها اغلب ساختاری بالا به پایین دارند و آمار محور هستند (تعداد پرونده‌های بسته شده)؛ در حالی که فرآیند کوچینگ نیازمند نگاه کیفی، زمان‌بر و منعطف است که با سیستم‌های بروکراتیک فعلی همخوانی ندارد.
  • چالش‌های فلسفی و مرزبندی‌های حرفه‌ای: در میان برخی از اساتید و پیشکسوتان مددکاری این دیدگاه وجود دارد که کوچینگ یک محصول تجاری و مدرن برای طبقه متوسط به بالا است و کارایی چندانی برای افراد زیر خط فقر یا حاشیه‌نشینان ندارد. این سوءبرداشت مانع از آن شده که پتانسیل‌های بومی‌سازی شده کوچینگ در بطن برنامه‌های درسی دانشگاهی مددکاری قرار گیرد.
  • فقدان منابع مالی برای آموزش‌های تکمیلی: تدوین دوره‌های تخصصی استاندارد تراز اول (مثلاً هم‌راستا با فدراسیون بین‌المللی کوچینگ – ICF) هزینه‌بر است و انجمن‌های مددکاری یا دانشگاه‌ها بودجه تخصیص‌یافته کافی برای عملیاتی‌سازی این کارگاه‌های جانبی گران‌قیمت را در اختیار ندارند.

تمهیدات و وضعیت موجود مددکاران اجتماعی ایران در این زمینه

در ایران، حرکت به سمت کوچینگ در مددکاری اجتماعی به صورت خودجوش، جزیره‌ای و فردی آغاز شده و هنوز به یک نظام‌نامه یا سرفصل آموزشی مصوب و کلان تبدیل نشده است. با این حال، اقدامات و تمهیدات زیر در سال‌های اخیر قابل رصد است:

رویکرد فردی به آموزش‌های بین‌رشته‌ای

تعداد قابل‌توجهی از مددکاران اجتماعی نوگرا و جوان در ایران، با درک خلاء مهارتی خود در سازمان‌ها و کلینیک‌های خصوصی، به صورت شخصی در موسسات آموزش کوچینگ ثبت‌نام کرده و گواهینامه‌های معتبر (مانند دپارتمان‌های وزارت علوم یا موسسات متصل به ICF) دریافت کرده‌اند.

آن‌ها این ابزارها را در کار با مراجعان خود (به‌ویژه در حوزه زنان سرپرست خانوار و نوجوانان معرض آسیب) به کار می‌بندند.

ورود کوچینگ به حوزه توانمندسازی اشتغال

برخی از سازمان‌های مردم‌نهاد (NGOها) و کلینیک‌های مددکاری اجتماعی پیشرو در ایران، در طرح‌های اشتغال‌زایی و بازتوانی معتادان بهبودیافته، از مفاهیم “کوچینگ شغلی” (Career Coaching) بهره می‌گیرند.

آن‌ها متوجه شده‌اند که اعطای وام به تنهایی کافی نیست و مراجع برای پایداری شغلی نیازمند تغییر ذهنیت و مهارت‌های فردی است که کوچینگ آن را تامین می‌کند.

برگزاری تک‌وبینارها و کارگاه‌های پراکنده

انجمن‌های صنفی و علمی مددکاری اجتماعی در ایران گاهی به صورت پراکنده نشست‌ها یا وبینارهایی را با موضوعاتی نظیر “تاب‌آوری“، “مداخلات راه‌حل‌محور” یا “تکنیک‌های مصاحبه انگیزشی” برگزار می‌کنند. اگرچه نام مستقیم این دوره‌ها همیشه “کوچینگ” نیست، اما محتوای ارائه شده به شدت متاثر از ادبیات کوچینگ است.

چالش بومی‌سازی و خلاء نظام‌مند در ایران

بزرگ‌ترین تمهیدی که جامعه مددکاری ایران در حال حاضر به آن نیاز دارد، تشکیل یک کارگروه مشترک بین “انجمن مددکاران اجتماعی ایران” و “صنعت کوچینگ کشور است. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، آموزش‌ها پراکنده خواهد بود و آسیب‌هایی مانند اعمال الگوهای لوکس کوچینگ بر مراجعان نیازمندِ ساختارهای حمایتی پایه، رخ خواهد داد.

نتیجه‌گیری

کوچینگ برای مددکاری اجتماعی یک ضرورت مهارتی در عصر حاضر است. ادغام تکتیک‌های کوچینگ در مددکاری اجتماعی نوین، فرآیند توانمندسازی مراجعان را عمیق‌تر، پایدارتر و مستقل از شخص مددکار می‌سازد.

برای رفع موانع موجود در ایران، لازم است نهادهای دانشگاهی با نگاهی بازتر، سرفصل‌های آموزشی را بازنگری کرده و با تدوین دوره‌های تکمیلی “مددکاریِ کوچینگ‌محور“، فرآیند گذار از مددکاری سنتیِ وابسته کننده به مددکاری نوینِ رهایی‌بخش و توانمندساز را سرعت بخشند.

جایگاه و کاربرد کوچینگ در مددکاری اجتماعی نوین
جایگاه و کاربرد کوچینگ در مددکاری اجتماعی نوین
رسانه تاب آوری ایران رسانه تاب آوری ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا